شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

391

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

مراد رافعى مشهور ( ابو القاسم عبد الكريم بن محمّد قزوينى فقيه شافعى مذهب ) است كه در فقه و اصول و حديث و تفسير و تاريخ صاحب تصنيفات معتبر و مهمّ است ، ولادت او در 555 و وفاتش در ذى القعدهء 623 بود ، كتاب فتح العزيز در شرح وجيز كه نوشته است در 16 مجلّد است ، و كتاب التّدوين او در اخبار قزوين بسيار مفصّل و مغتنم است . احوال او تقريبا در همهء كتابهاى راجع به تاريخ و علم رجال و تراجم احوال و فهارس كتبخانها ديده مىشود از نووى گرفته تا بروكلمن ، و از همه مفصّلتر در يادداشتهاى قزوينى ج 3 ص 95 تا 108 . حكايتى در باب رافعى در آثار البلاد قزوينى هست كه مربوط بيكى از وزراى خوارزمشاه مىشود از اين قرار : وزير خوارزمشاه به محمّد بن عبد الكريم رافعى ( در اسم او اشتباه كرده است ) معتقد بود ، روزى دست شيخ را بوسيد ، او گفت « دستى را بوسيدى كه فلان قدر مجلّد تصنيف نوشته است » . در آن روزها از ستور افتاد و دست راست او شكست . ازان پس مىگفت « دست خويشتن را ستودم ، خداوند مرا گرفتار آن كرد » . در شصت و چند سالگى در 623 درگذشت ( چاپ ووستنفلد 294 ، چاپ بيروت 438 ) . 266 / 13 و حلم الفتى فى غير موضعه . . . ، مصراع دوّم بيتى است از متنبّى ، در مدح ممدوح خود گويد كه اگر در جنگ به او گويند رفق و ملايمت كن جواب مىدهد كه حلم جا و محلّ دارد : اذا قيل « رفقا » قال : للحم موضع * و حلم الفتى فى غير موضعه جهل ( ديوان چاپ عبد الوهّاب عزّام ص 41 ، شرح منسوب به عكبرى چاپ مصر 1376 ج 3 ص 187 ) . در سمط اللّآلى ج 2 ص 773 اين بيت متنبّى آمده است و شروع